نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩۱/۱۱/۸

باور های دینی و آموزه های مذهبی، به آب روان و شفافی می ماند که از سرچشمه زلال، منشأ گرفته ولی در گذر زمان به انواع آلودگی ها برخورد کرده و از آن شفافی اولیه خود دور افتاده است. افکار ناب اسلامی در طول سالیان دراز و به انگیزه های گوناگون از سوی دگر اندیشان و افراد و جریان های گوناگون، دچار تحریف و التقاط گردیده است. از این رو، هموراه باید آموزه های و باورهای دینی از سوی اهل معرفت و خبره پالایش شود. اسلام از همان آغاز پیدایش، به عنوان دین خاتم و داعیه دار جهانی شدن در معرض هجوم پیرایه ها قرار داشته و از این ناحیه از سوی دوست و دشمن زیان بسیار دیده است.


عالمان دین هموراه در برابر تحریف و انحراف در اصول و مبانی دین، حساس بوده و با تلاش علمی، فرهنگی و عملی، جامعه را از هجوم موج های سهمگین تحریف گران دور داشته اند. استاد شهید مرتضی مطهری نیز در برابر هجوم کجروی ها، تحریف ها و التقاط های فکری ایستادگی کرد و به پاسداری از مرزهایی عقیدتی همّت گماشت.

استاد شهید مرتضی مطهری که سالیان دراز اندیشه طرح یک نظام نیرومند و ناب فکری را در سر پرورش می داد، سرانجام با نوشتن کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، به معرفی اسلام ناب محمدی پرداخت.

بزرگ ترین کاری که وی در این کتاب انجام داد این بود که با تکیه برمعارف اسلامی و احیای اصل فطرت، خط بطلانی بر انسان شناسی و انسان پرستیِ انحراف یافتهِ نوین غرب کشید. ایشان در مبارزه علمی و فرهنگی، با تحریف گرانو کسانی مواجه بود که اندیشه های ناب اسلام را با اندیشه های مادی غرب مخلوط کرده بودند.

آشنایی با این بینش و اندیشه شهید مطهری در آثار ایشان، به ما الگویی می دهد تا در هر زمان بتوانیم اندیشه های منحرف را از اندیشه های ناب و اصیل اسلامی تمیز داده و افکار صحیح را از افکار منحرف تصفیه نماییم.

استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه در کتاب انسان و ایمان در بخش مکتب، ایدئولوژی چنین می فرمایند :((بشر امروز، بیشتر از بشر دیروز نیازمند به چنین فلسفه زندگی است، فلسفه ای که قادر باشد به او دلبستگی به حقایقی ماورای فرد و منافع فرد بدهد. امروز دیگر جای تردید نیست که مکتب و ایدئولوژی از ضروریات حیات اجتماعی است. اینچنین مکتبی را چه کسی قادر است طرح و پی ریزی کند؟ بدون شک، عقل یک فرد قادر نیست. آیا عقل جمع، قادر است؟ آیا انسان می تواند با استفاده از مجموع تجارب و معلومات گذشته و حال خود، چنین طرحی بریزد؟ اگر انسان را بالاترین مجهول برای خودش بدانیم به طریق اولی جامعه انسانی و سعادت اجتماعی مجهولتر است. پس چه باید کرد؟ اینجاست که اگر دیدی (دیدگاهی) راستین درباره هستی و خلقت داشته باشیم، نطام هستی را نظامی متعادل بدانیم، خلأ و پوچی را از هستی نفی نماییم، باید اعتراف کنیم که دستگاه عظیم خلقت، این نیاز بزرگ را، این بزرگ ترین نیازها را، مهمل نگذاشته و از افقی ما فوقِ عقل انسان یعنی افقِ وحی، خطوط اصلی این شاهراه را مشخص کرده است ( اصل نبوت ). کار عقل و علم، حرکت در درون این خطوط اصلی است. ))

مراجع و منابع:

1) برگرفته و تلخیص از کتاب نقطه آغاز آزاد اندیشی نوشته عباس هژبر ( عباس رضوانی نسب) چاپ اول 1384 نشر جمال

2) کتاب انسان و ایمان نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

سید امین اتابک قهفرخی
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است . با رای دادن به وبلاگ کلام مطهر در جشنواره وبلاگ های برتر ایرانی به ما کمک کنید.
نويسندگان وبلاگ:
کدهاي اضافي کاربر :






Powered by WebGozar