نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩۱/۱۱/۱٤

اعتدال حد وسط و مرز مطلوب تمام امور است. استاد شهید مرتضی مطهری در این باره در کتاب اسلام و نیازهای زمان جلد اول در بخش افراط و تفریط ها چنین می فرمایند: (( یکی از خاصیتهای بزرگ دین مقدس اسلام اعتدال و میانه روی است. خود قرآن کریم امت اسلام را به نام « امت وسط » نامیده است و این تعبیر، تعبیر بسیار عجیب و فوق العاده‏ ای است. امت و قوم و جمعیتی که واقعاً و حقیقتاً دست پرورده قرآن کریم باشند، از افراط و تفریط، از کندروی و تندروی، از چپ روی و راست روی، از همه اینها برکنارند. تربیت قرآن‏ همیشه اعتدال و میانه روی را ایجاب می‏کند. ))


برای پیدا کردن جریان معتدل، ابتدا باید دو جریان افراطی و تفریطی را شناخت. استاد شهید مرتضی مطهری در این رابطه تلاش های بسیاری کرد و نمونه ی بارز آن در بحث تحریفات عاشورا است.

شهید مطهری نکته مهم دیگری را که برای رسیدن به راه اعتدال بیان می دارد پرهیز از جهالت و جمود است. استاد شهید مرتضی مطهری در این باره در کتاب اسلام و نیازهای زمان جلد اول در بخش افراط و تفریط ها چنین می فرماید: (( بعضی از جریانات فکری ... افراطی و بعضی تفریطی‏ یعنی یا تندروی بیجا و یا کندروی بیجا بوده. من اسم آن تندرویها را «جهالت» گذاشته‏ام و اسم این کندرویها را «جمود» گذاشته و می‏گذارم .... امت معتدل باشید، نه جاهل باشید نه جامد. امیرالمؤمنین فرمود: « اَلیَمینُ وَ الشَّمالُ مَضَلَّهٌ ، وَ الطَّریقُ‏ الوُسطی هِیَ الجادَّهُ » انحراف به چپ و انحراف به راست هر دو غلط است، مستقیم باشید تا به‏ مقصد برسید. ))  ایشان نیز در همین کتاب در بخش عقل و راه اعتدال چنین می فرمایند :(( ائمه‏ ما این راه " راه اعتدال " را تأسیس کرده‏ اند. اگر ما نتوانسته‏ ایم درست پیروی کنیم، از ناقابلی ماست. یا به سوی جهالت رفته‏ ایم یا به سوی جمود .))

به عنوان مثال، استاد شهید مرتضی مطهری به افراطی که در روش فقهی حنفی وجود دارد که برپایۀ استدلالات ذهنی ظنی است و تفریط و جمودی که در فقه احمد حنبل وجود دارد اشاره می کند و فقه شافعی و مالکی را مخلوطی از جمود و جهالت می داند. همچنین مذهب معتزله را مظهر افراط کاری و مذهب اشعری را مظهر جمود فوق العاده می داند. ایشان همچنین در ضمن این بحث ها از جریان خوارج به عنوان اولین جریان جمود آمیزی که در تاریخ اسلام پیدا شد یاد می کند. ایشان نیز در همین کتاب اسلام و نیاز های زمان از اخباری گری به عنوان جمود و از اجتهاد به عنوان اعتدال یاد می کند.

استاد شهید مرتضی مطهری در جلد اول کتاب داستان راستان در داستان پانزدهم به نام امام صادق و گروهی از متصوفه چنین می فرمایند :(( در نص قرآن کریم ... چنین می فرماید: « متقین کسانی هستند که در مقام انفاق و بخشش نه تندروی می کنند و نه کندروی، راه اعتدال و میانه را پیش می گیرند. » "سوره فرقان آیه 67" در آیات زیادی از قرآن نهی می‏کند از اسراف و تند روی در بذل و بخشش‏، همان طور که از بخل و خست نهی می‏کند، قرآن برای این کار حد وسط و میانه روی را تعیین کرده است، نه اینکه انسان هر چه دارد به دیگران‏ بخشد، و خودش تهی دست بماند، آنگاه دست به دعا بردارد که خدایا به‏ من روزی بده. خداوند این چنین دعایی را هرگز مستجاب نمی‏کند. ))

استاد شهید مرتضی مطهری وظیفه نسل جدید را در کتاب اسلام و نیاز های زمان جلد اول در بخش مقتضیات زمان چنین می فرمایند: (( مسلمان باید به تعلیم و قرآن معتقد باشد و جریان‏ معتدلی را طی کند. ما امروز باید وظیفه خودمان را در میان جمودها و جهالتها به دست آوریم؛ یعنی از جهت اینکه مسلمان هستیم، از نظر مقتضیات زمان، نه باید جاهل و مفرط و تندرو باشیم و نه باید جامد و متقشّر باشیم. ... نه باید مفرط بود و نه‏ مفرّط، نه باید تندرو بود و نه کندرو، باید معتدل بود. ))

به نظر استاد شهید مرتضی مطهری، اعتدال در فرد و جامعه لازم است. استاد مطهری بر این باور است که اجتماع در حد خودش حالت اعتدالی دارد که اگر انحرافی از این اعتدال پدید آید، سقوط خواهد کرد. به نظر ایشان، جامعه مانند بدن، احتیاج به اعتدال دارد. نظامی گنجوی پیرامون اعتدال و میانه روی چنین می گوید:

دو زیرک خوانده ام کاند دیاری              رسیدند از قضا بر چشمه ساری

یکی کم خورد کاین جان می گزاید              یکی پر خورد، کاین جان می فزاید

چو بر حدّ عدالت ره نبردند              ز محرومی و سیری هر دو مردند

شهید مطهری درباره خطر افراط و تفریط در کتاب نظام حقوق زن در اسلام در بخش جامدها و جاهلها چنین می نویسد: (( دو بیماری خطرناک همواره آدمی را در این زمینه تهدید می کند: بیماری جمود و بیماری جهالت، نتیجه بیماری‏ اول توقف و سکون، باز ماندن از پیشروی و توسعه است و نتیجه بیماری دوم‏، سقوط و انحراف است.

جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با کهنه، خو نمی گیرد و جاهل، هر پدیده نوظهوری را به نام مقتضیات زمان، بنام تجدّد و ترقّی موجه می شمارد. جامد هر تازه‏ای را فساد و انحراف می‏خواند و جاهل همه را یک جا به حساب‏  تمدن و توسعه علم و دانش میگذارد.

جامد میان هسته و پوسته، بین وسیله و هدف فرق نمی گذارد، از نظر او، دین‏ مأمور حفظ آثار باستانی است، از نظر او قرآن نازل شده است برای اینکه جریان زمان را متوقف کند و اوضاع جهان را به همان حالی که هست میخکوب‏ نماید. از نظر او، عمّ جزء خواندن، با قلم نی نوشتن، از قلمدان مقوائی‏ استفاده کردن، در خزینه حمام شست و شو کردن، با دست غذا خوردن، چراغ‏ نفتی سوختن، جاهل و بیسواد زیستن را به عنوان شعائر دینی باید حفظ کرد. جاهل برعکس ، چشم دوخته که بیند در دنیای مغرب چه مُد تازه و چه عادت‏ نویی پیدا شده است که فوراً تقلید کند و نام تجدّد و جبر زمان روی آن‏ بگذارد. ))

این دو بیماری را باید به عنوان دو هشدار اساسی در نظر داشت که نمی گذارد اسلام ناب، خوب عرضه شود و همواره باید در مراحل مختلف زندگی، برای از میان برداشتن این دو مانع از سر راه ترقی اسلام ناب، کوشش کرد. سعدی چنین می گوید :

نه چندان بخور کز دهانت برآید             نه چندان که از ضعف جانت برآید

استاد شهید مرتضی مطهری پیرامون دشواری های پیداکردن خط اعتدال در کتاب نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر در بخش آفات نهضت چنین می گوید: (( پرهیز از افراط و تفریط و گرایش به اعتدال در هر کاری خالی از دشواری‏ نیست. گویی همیشه راه اعتدال یک خط باریک است که اندک بی توجهی‏ موجب خروج از آن است. اینکه در آثار دینی وارد شده که "صراط" از "مو" باریکتر است اشاره به همین نکته است که رعایت اعتدال در هر کاری سخت و دشوار است. ))

مهم ترین امتیاز شهید مطهری از نظر فکری، نظام وار دیدن تفکر اسلامی است. یکی از نعمت هایی که خداوند متعال به انسان عنایت کرده، نعمت اعتدال است. کلمه ای که از عدل گرفته شده است و استاد شهید هم در کتاب عدل الهی چهار معنا درباره عدل می فرماید که از آن جمله موزون بودن است ایشان در کتاب عدل الهی در موضوع تعاریف عدل چنین می فرماید: (( اگر مجموعه‏ ای را در نظر بگیریم که در آن، اجزاء و ابعاد مختلفی بکار رفته است و هدف خاصی از آن منظور است، باید شرایط معین را در آن از حیث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ کیفیت ارتباط اجزاء با یکدیگر رعایت‏ شود، و تنها در این صورت است که آن مجموعه می‏تواند باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا نماید. ))

از نگاه استاد شهید مرتضی مطهری، اسلام یک کل تجزیه ناپذیر است و باید به صورت مجموعه ای کامل در نظر گرفته شود؛ نه این که به یک بعد آن بپردازیم و از ابعاد دیگر غفلت کنیم. در بین انواع مختلف اعتدال، مهم ترین بخش آن را اعتدال در اندیشه تشکیل می دهد؛ زیرا اگر کسی در اندیشه به یک اعتدال نرسد شرایط روحی او نیز به هم می خورد.

صدها کتاب در مورد زندگانی علما به چاپ رسیده است که هر چند مفید است ولی به جهت نداشتن طبقه بندی مناسب برای مطالعه کنندگان این نوع کتاب ها ضایعاتی را به بار می آورد. مثلاً فردی که هنوز رابطه خوبی با پدر و مادر و همسر خود ندارد و به جای اصلاح این رفتارهای اخلاقی، با مطالعه دستورالعمل های عرفانی علماو شرح حال آنان، طالب رسیدن به مراحل والار عرفانی و توحیدی است که این، خود نوعی افراط ( در جنبه طلب مراتب بالاتر ) و تفریط ( به ملاحظه وانهادن اصلاح ناهنجاری های اخلاقی خود ) و عدم طبقه بندی است.

شهید مطهری کوشیده است تا مرزها را مشخص کند و الگوی اسلامی کاملی را به صورت یک مجموعه نظام وار و به هم پیوسته، با رعایت شرایط و مقتضیات، ارائه دهد.

از آثار انس با کتب شهید مطهری، تحصیل اعتدال در اندیشه و وارد نشدن در افراط و تفریط است؛ زیرا انسان با داشتن الگوی مناسب و شناخت مرزها، می تواند قدم در صراط مستقیم بگذارد.

 

مراجع و منابع:

1) برگرفته و تلخیص از کتاب نقطه آغاز آزاد اندیشی نوشته عباس هژبر ( عباس رضوانی نسب) چاپ اول 1384 نشر جمال

2) کتاب اسلام و نیاز های زمان جلد اول نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

3) کتاب داستان راستان جلد اول نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

4) کتاب نظام حقوق زن در اسلام نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

5) کتاب شعر در زندگی، نوشته احمد احمدی بیرجندی، انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ دوم 1379

6) کتاب عدل الهی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

سید امین اتابک قهفرخی
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است . با رای دادن به وبلاگ کلام مطهر در جشنواره وبلاگ های برتر ایرانی به ما کمک کنید.
نويسندگان وبلاگ:
کدهاي اضافي کاربر :






Powered by WebGozar