نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٢٢

یک روز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در مدینه عبور مى کرد. جوانان مسلمان را دید که سنگى را به عنوان وزنه بردارى بلند مى کنند، زور آزمایى مى کنند براى اینکه ببینند چه کسى وزنه را بهتر بلند مى کند. رسول خدا همان جا بهره بردارى کرد، فرمود: آیا مى خواهید من قاضى و داور شما باشم، داورى کنم که قویترین شما کدامیک از شماست؟ همه گفتند: بله یا رسول الله، چه داورى از شما بهتر! فرمود: احتیاج ندارد که این سنگ را بلند کنید تا من بگویم چه کسى از همه قویتر است؛ از همه شما قویتر آن کسى است که وقتى به گناهى میل و هوس شدید پیدا مى کند، بتواند جلوى هواى نفس خود را بگیرد. قویترین شما کسى است که هواى نفس، او را وادار به معصیت نکند. مجاهد کسى است که با نفس خود مبارزه کند. شجاع آن کسى است که از عهده نفس خویش برآید.

بنابراین قویترین افراد کسی است که به هوای نفس فائق میشود.

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٢۱

هجرت یعنی ترک خانه و وطن برای نجات ایمان. استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند: (( معلوم است که چنین چیزی ( هجرت برای حفظ ایمان ) نمیتواند از نظر منطق اسلام محدود به یک زمان معین و به یک مکان معین باشد. ... پس معنایش این است که اگر ما در شرایطى قرار گرفته ایم که ایمانمان در خطر است، ایمان جامعه ما در خطر است، اسلام ما در خطر است، امر دایر است که ما از میان شهر و خانه و لانه و ایمان یکى را انتخاب کنیم (یا در خانه و لانه خودمان بمانیم و ایمانمان یا ایمان دیگران به این وسیله از دست برود و یا براى اینکه ایمان را نجات بدهیم از خانه و لانه خود صرف نظر کنیم ) اسلام دومى را انتخاب مى کند.  ))

انسان ممکن است در محیطی زندگی کند که فساد رواج داشته باشد، بی دینی و بی بندو باری رواج داشته باشد، مسجد نباشد، حرفی از دین و دیانت و خدا و پیغمبر نباشد، انسان سر سفره ای بنشیند که شراب نوشیده میشود، خانواده انسان فیلم های خطرناک ببینند و هزاران مساله دیگر. ممکن است انسان در جواب این که چرا در این شرایط و اوضاع زندگی میکنی بگوید محیط فاسد است و در این محیط بهتر از این نمیشود و چاره ای جز این نیست که در این محیط زندگی کنیم. برخی افراد وقتی ازشان سوال میشود که چرا در چنین شرایطی که ایمان و دین خود و خانواده ات به خطر است زندگی میکنی جواب میدهند : خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو. این جواب غلط است. این گونه افراد جبر محیط را قبول کرده اند و پذیرفته اند که باید با این شرایط ساخت و کنار آمد ولی استاد شهید مرتضی مطهری در جواب این افراد در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند : (( از نظر اسلام این عذر به هیچ وجه مسموع نیست. محیط فاسد است ، محیط اجازه نمى داد، در این محیط بهتر از این نمى شد عمل کرد، از نظر اسلام عذر غیر مسموع است. یعنى ما در درجه اول وظیفه داریم محیط خودمان را براى یک زندگى اسلامى مساعد کنیم ولى اگر محیطى که در آن هستیم به شکلى است که ما قادر نیستیم آن را به شکل یک محیط اسلامى و جوّ خودمان را به شکل یک جوّ اسلامى در بیاوریم، و احساس کنیم که در این جو و محیط، ایمان خودمان، ایمان زنمان، ایمان بچه هایمان، ایمان نسل آینده مان از بین مى رود، اسلام مى گوید محیط را رها کن. رها کن محیط هم لزومى ندارد که معنایش این باشد که انسان شهرى را رها کند به شهر دیگر برود یا کشورى را رها کند به کشور دیگر برود، بلکه در مورد محله ها هم صدق مى کند. ))

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٢٠

مى دانید که در روز عاشورا کشتارها اغلب بعد از ظهر صورت گرفت. یعنى تا ظهر عاشورا غالب صحابه اباعبدالله و تمام بنى هاشم و خود اباعبدالله که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط در حدود سى نفر از اصحاب اباعبدالله در یک جریان تیراندازى که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند و الّا باقى در دیگر تا ظهر عاشورا در قید حیات بودند.

مردى از اصحاب اباعبدالله یک وقت متوجه شد که الان اول ظهر است. آمد عرض کرد: یا اباعبدالله ! وقت نماز است و ما دلمان مى خواهد براى آخرین بار نماز جماعتى با شما بخوانیم. اباعبدالله نگاهى کرد، تصدیق کرد که وقت نماز است. مى گویند این جمله را فرمود: ذَکَرتَ الصَّلوةَ (یا ذَکَّرتَ الصَّلوةَ . اگر ذَکَرتَ باشد یعنى نماز به یادت افتاد، اگر ذَکَّرتَ باشد یعنى نماز را به یاد ما آوردى ) جَعَلَکَ اللهُ مِنَ المُصَلّین نماز را یاد کردى، خدا تو را از نمازگزان قرار بدهد. مردى (که سر به کف دست گذاشته است. یک چنین مجاهدى را امام دعا مى کند که خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد. ببینید نمازگزار واقعى چه مقامى دارد!) فرمود: بله نماز مى خوانیم. همان جا در میدان جنگ نماز خواندند، نمازى که در اصطلاح فقه اسلامى "نماز خوف" نامیده مى شود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت، یعنى انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند براى اینکه مجال نیست. و در آنجا باید مخفف خواند. چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعى شان بهم مى خورد، سربازان موظف هستند در حال نماز، نیمى در مقابل دشمن بایستند و نیمى به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت که خواند صبر مى کند تا آنها رکعت دیگرشان را بخوانند. بعد آن ها مى روند پست را از رفقاى خودشان مى گیرند در حالى که امام همین طور منتظر نشسته یا ایستاده است. سربازان دیگر مى آیند و نماز خودشان را با رکعت دوم امام مى خوانند.

نماز اباعبد الله در صحرای کربلا - کلام مطهر


ادامه مطلب ...
نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

استاد شهید مرتضی مطهری پیرامون امر اعلام صلح و صفا با همه بندگان صالح خدا در نماز، در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند: (( نماز توجه به خداست . توجه به غیر خدا شرک است ولى در عین حال به ما مى گویند در نماز بگو اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلى عِبادِاللهِ الصّالحین سلام بر ما، سلامت بر ما و بر جمیع بندگان شایسته خدا. اعلام صلح و صفا با همه بندگان صالح خدا مى کنى . به قول امروزیها اعلام همزیستى مسالمت آمیز با همه افراد شایسته مى کنى . در حال نماز مى گویى من با هیچ بنده شایسته اى سر جنگ ندارم چون اگر با بنده شایسته اى سر جنگ داشته باشیم ، خود ناشایسته ام . ممکن است بگویید: ( اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلى عِبادِاللهِ الصّالحین با روح عبادت - که حضور قلب به خداست - ارتباطى ندارد ). ولى در اسلام روح و پیکر عبادت با مسائل تربیتى آمیخته است . نماز ضمن اینکه مرکب تقرب پروردگار است ، مکتب تربیت هم هست . با اینکه از نظر مسائل معنوى هر چه انسان خودش ‍ و دیگران را فراموش کند بهتر است ، اما از نظر اجتماعى فراموش نکردن دیگران لازم و ضرورى است .
در سوره حمد که جزء قطعى نماز است مى گوییم : اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاک نَستَعینُ ، نمى گوییم اِیّاک اَعبُدُ وَ اِیّاک اَستَعینُ . این جمله به اصطلاح متکلّم وحده است ، یعنى خدایا من تنها تو را مى پرستم ، تنها از تو کمک مى گیرم . ما این جور نمى گوییم ، مى گوییم : اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاک نَستَعینُ خدایا! ما تنها تو را مى پرستیم ، و ما تنها از تو کمک و استعانت مى جوییم. یعنى مى گوییم خدایا! من تنها نیستم ، من با همه مسلمانهاى دیگر هستم . ضمناً انسان وابستگى و پیوستگى خودش به جامعه اسلامى را در حال عبادت و بندگى اعلام مى کند: خدایا! من فرد نیستم ، تک نیستم ، من عضوم ، جزئى از کل و عضوى از پیکر هستم ؛ ما هستیم نه من (در دنیاى اسلام من وجود ندارد، ما وجود دارد)؛ ما تنها تو را مى پرستیم ، تنها از تو کمک مى جوییم . و همین طور سایر قسمتهاى نماز که هر کدام خودش درس است ، تذکر و یادآورى است .

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱۸

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون طماءنینه و آرامش هنگام خواندن نماز چنین میفرمایند: (( طمانینه چطور؟ این هم واقعا عجیب است! بنده در حال نماز وقتى حمد و سوره را مى خوانم، همه آن شرایط را رعایت مى کنم اما خودم را تکان مى دهم؛ یک پایم را بر مى دارم، یک پاى دیگر را مى گذارم، خودم را به طرف راست و چپ حرکت مى دهم. مى گوید این نماز تو باطل است. در رکوع یا سجود مرتب خودم را حرکت مى دهم، پاهایم یا دستم را حرکت مى دهم. این نماز تو باطل است. باید با آرامش و طمانینه نماز بخوانى یعنى وقتى مى ایستى مى خواهى بگویى الله اکبر، تا بدنت قرار نگرفته است نباید بگویى الله اکبر. اگر در حال حرکت بگویى الله اکبر باطل است. باید آرام بگیرى، بعد بگویى الله اکبر. آنگاه اگر خواستى خودت را تکان بدهى تکان بده اما حرفى نزن،ذکر نگو. اگر فرضاً پایت درد مى کند یا عضوى دیگرى از تو ناراحت است، سکوت کن، راحت بگیر؛ استقرار که پیدا کردى بگو بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمد الله رب العالمین .... باز اگر وسط نماز پایت درد آمد، آرام بگیر، سکوت کن، خودت را راحت کن، بعد دو مرتبه ادامه بده. با آرامش و طمانینه باید باشد. هم روحت باید طمانینه داشته باشد و هم جسمت. ))

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٧

 استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند: ((  ممکن است کسی بگوید من نماز میخوانم ولی در حال نماز میخواهم بگریم. مصیبتی دارم، ناراحتی ای دارم، میخواهم یک گریه اى هم وسط نماز بکنم یا به یاد قضیه اى مى افتم، یک چیزى مى بینم مى خندم، چیزى نیست! خیر، نماز مظهر ضبط احساسات است. در حال نماز که رو به یک نقطه مى ایستى باید رو به همان نقطه باشى، نه به این طرف برگردی نه به آن طرف و نه به پشت سر؛ حتی حق نداری سرت را به این طرف یا آن طرف کج و راست کنى، در یک حالت خبردار باید بایستى. خنده و گریه چطور؟ ابداً. خوردن و آشامیدن چطور؟ ابداً. آن شخص مى گوید هیچ یک از اینها با روح عبادت منافات ندارد؛ به یاد خدا هستم، در ضمن خنده ام مى گیرد مى خواهم بخندم، گریه ام مى گیرد مى خواهم بگریم یا در بین نماز چیزى بخورم. خیر، تو در همین مدت کم باید تمرین کنى تا بر شکمت مسلط بشوى، بر خنده ات مسلط بشوى، بر گریه ات مسلط بشوى، بر بى انضباطى خودت مسلط بشوى. اینها یک سلسله مسائل اجتماعى است ولى عبادت است، چون عبادت در اسلام جزء برنامه تربیتى است. عبادت بدون رعایت این اصول، پذیرفته نیست .

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٦

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون وقت شناسی و نماز و این که نظم و انضباط یک اصل مهم و اساسی در نماز است چنین میفرمایند: (( اسلام مى گوید عبادت که مى خواهى بکنى، یک وقت مشخص و معینى دارد و دقیقه اش هم حساب مى شود. وقت نماز صبح از اول طلوع صبح تا اول طلوع آفتاب است و اگر عمداً یک دقیقه قبل از طلوع صبح یا بعد از طلوع آفتاب شروع کنى، نمازت باطل است، درست نیست. باید بین این دو باشد. نمى شود بگویى من فعلاً خوابم مى آید، الان یک ساعت به طلوع صبح مانده، خدا که خواب و بیدارى ندارد. مگر خدا در بین الطلوعین - العیاذ بالله - لباس رسمى اش را مى پوشد و آماده قبول کردن نمازها مى شود؟! براى خدا که تمام ساعات و همه لحظات على السویه است، لا تَاخُدُهُ سِنَةٌ وَ لا نَومٌ ، ( آیه 255 سوره بقره ) من دیشب بیدار خوابى کشیده ام، خیلى خوابم مى آید، مى خواهم نیم ساعت زودتر نمازم را بخوانم! انضباط وقت را باید بشناسى. جز در وقت خودش در وقت دیگر نباید نماز بخوانى. آیا از نظر خدا فرق مى کند که این وقت یا آن وقت باشد؟ نه، از نظر تو فرق مى کند؛ تو باید با این نماز تربیت شوى. اگر شب تا ساعت 2 نیمه شب هم بیدار بودى، باید بین الطلوعین بیدار شوى و نمازت را بخوانى. نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا هم همین طور است؛ قبل از وقت قبول نیست، بعد از وقت هم قبول نیست.

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری 

دریافت کد اوقات شرعی

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٥

استاد شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون امر قبله، خانه خدا و نماز خواندن پیرامون قبله واحد چنین میفرمایند: (( همچنین به ما مى گویند اگر مى خواهید نماز بخوانید باید همه تان رو به کعبه بایستید. کعبه کجاست؟ اولین معبدى که براى پرستش خدا در دنیا ساخته شده است (ان اول بیت وضع للناس للذى ببکة مبارکا) [ آیه 96 سوره آل عمران ] همه تان باید رو به اولین معبد و مسجدى که به دست پیغمبر بزرگ خدا ابراهیم و فرزندش ‍ اسماعیل ساخته شده بایستید. حالا چرا ما رو به آنجا بایستیم ؟ مگر خدا آنجاست ؟ مگر خدا در خانه کعبه است (العیاذ بالله ) ؟ قرآن که مى گوید: فاینما تولوا فثم وجه الله ( آیه 115 سوره بقره ) رو به هر طرف بایستید، چهره خدا آنجاست. رو به این طرف بیاستید یا رو به آن طرف، رو به خدا ایستاده اى. رو به بالا نگاه کنى یا رو به پایین، به طرف خدا نگاه کرده اى. و پیغمبر فرمود: اگر شما را با ریسمانى تا هفتمین طبقه زمین هم فرو ببرند باز هم به سوى خدا رفته اید، به مشرق بروید به سوى خدا رفته اید، به مغرب بروید به سوى خدا رفته اید، اینجا هم که نشسته اید با خدا هستید. خدا که جهت ندارد، پس چرا ما باید رو به کعبه بایستیم؟ مى گوید شما که دارید عبادت انجام مى دهید، در عین حال باید یک تعلیم و تربیت اجتماعى هم بگیرید. همه تان رو به یک نقطه بایستید. اگر این جور نباشد، یک از این طرف بایستد یکى از آن طرف، این مظهر تفرق و تشتت است. اما اگر رو به یک نقطه ایستادید، جهت شناس هستید؛ همه مسلمین یک جهت را تعقیب مى کنند. حالا کدام نقطه را انتخاب کنیم که اساساً بوى شرک نداشته باشد؟ مى گوید آن نقطه اى را انتخاب کن که اگر رو به آن بایستى باز عبادت را احترام کرده اى، رو به جایى مى ایستى که اولین معبد است. احترام معبد، احترام عبادت است.

نماز و کعبه - نماز و جهت شناسی - کلام مطهر

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٤

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون حقوق اجتماعی در نماز چنین میفرمایند: (( مى خواهى نماز بخوانى ، آن لباسى که با آن نماز مى خوانى باید حلال و مباح باشد. اگر یک نخ غصبى در لباس تو باشد نمازت باطل است. باز اینجا عبادت با حقوق توام مى شود. در ضمن اینکه مى گوید باید خدا را پرستش کنى، مى گوید حقوق را باید محترم بشمارى. یعنى اسلام مى گوید من پرستشى را که در آن حقوق اجتماعى محترم نباشد اساساً قبول ندارم. آن یک نمازگزار وقتى مى خواهد نماز بخواند، اول فکر مى کند این خانه اى که من در آن هستم آیا به زور از مردم گرفته ام یا نه؟ اگر به زور گرفته ام نمازم باطل است. پس اگر مى خواهد نماز بخواند مجبور است که خانه اش را طورى ترتیب بدهد که برایش حلال باشد، یعنى از صاحب اصلى اش خریده باشد و یا او را راضى نگه دارد؛ فرش زیر پایش همین طور، لباسى که به تن دارد همین طور، و حتى اگر حقوقى از فقرا به او تعلق گرفته است، خمس یا زکات آن را باید بدهد و اگر ندهد باز نمازش باطل است. ))

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱۳

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون نظافت در نماز چنین میفرمایند: (( براى حضور قلب و توجه به خدا که اینهمه آداب ضرورت ندارد؛ برو وضو بگیر، شستشو کن ، خودت را پاکیزه کن. مگر براى نزد خدا رفتن . شستشو کردن تاثیر دارد؟ از نظر پیش خدا رفتن تاثیر ندارد که صورت انسان شسته باشد یا نه، ولى خداوند مى فرماید: اِذا قُمتُم اِلَى الصَّلاةِ فَاغلسِوا وُجوهَکُم وَ اَیدِیَکُم اِلَى المَرافِقِ وقتى که مى خواهى به نماز بایستى اول وضو بگیر، صورتت را بشوى، دستهایت را بشوى، بعد مشغول نماز شو. مى بینم نظافت را با عبادت توام کرده است. وَ اِن کُنتُم جُنُباً فَاطَّهَّروا اگر جنب هستى باید تمام بدنت را شستشو دهى. اینجا نظافت مقرون به عبادت است . مى خواهى نماز بخوانى، محل عبادتت باید مباح باشد، غصبی نباشد؛ آن قالیچه ای که رویش نماز میخوانی، آن لباسی که با آن نماز میخوانی باید حلال و مباح باشد. ))

نماز و نظافت - کلام مطهر

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٢

استاد شهید مرتضی مطهریدر کتاب آزادی معنوی پیرامون وضوی امام علی (ع) چنین میفرمایند: (( ما ادعا مى کنیم که شیعه على هستیم . شیعه على که با اسم نمى شود برادر! آن کسى که وضوى على را شرح داده است مى گوید: على ابن ابى طالب آمد و وضو بگیرد. تا دست به آب برد (آن استحباب اولى که انسان دستش ‍ را مى شوید) گفت : بسم الله و بالله ، اللهم اجعنى من التوابین و اجعلنى من المتطهرین به نام تو و به تو، خدایا مرا از توبه کاران قرار بده ، مرا از پاکیزگان قرار بده ! در دو شب گذشته راجع به توبه بحث کردم و گفتم توبه یعنى پاکیزه کردن خود. على علیه السلام وقتى سراغ آب مى رود، چون آب مرز طهارت است به یاد توبه مى افتد. دستش را که تمیز مى کند، به یاد پاکیزه کردن روح خودش مى افتد. و به ما مى گوید وقتى با این آب ، به این طهور، با این ماده اى که خدا آن را وسیله پاکیزگى قرار داده است مواجه مى شوى ، وقتى سراغ این ماده مى روى ، چشمت به آن مى افتد و دستت را با آن مى شویى و پاکیزه مى کنى ، بفهم که یک پاکیزگى دیگرى هم هست و یک آب دیگرى هم هست که آن پاکیزگى ، پاکیزگى روح است و آن آب ، آب توبه است . آن شخص مى گوید على علیه السلام دستهایش را که شست ، روى صورتش آب ریخت و گفت : الهم بیض وجهى یوم تسود فیه الوجوه و لا تسود وجهى یوم تبیض فیه الوجوه . صورت را دارد مى شوید و بر حسب ظاهر نورانى مى کند. وقتى که صورتش را با آب مى شوید براق مى شود ولى على که به این قناعت نمى کند، اسلام هم به این قناعت نمى کند. این خوب است و باید هم باشد اما باید توام با یک پاکیزگى دیگر، با یک نورانیت دیگر، با یک سفیدى چهره دیگر باشد. فرمود خدایا! چهره مرا سفید گردان آنجا که چهره هاى تیره و سیاه مى شود (قیامت ) خدایا! آنجا که چهره هایى سفید مى شود چهره مرا سیاه مکن ، مرا روسفید گردان . آنجا که افراد، روسیاه و یا روسفید مى شوند ، مرا روسیاه مکن . بعد روى دست راستش آب ریخت و گفت : اللهم اعطنى کتابى بیمینى و الخلد فى الجنان بیسارى و حاسبنى حسابا یسیرا پروردگارا! در قیامت نامه عمل مرا به دست راستم بده (چون نامه عمل سعادتمندها به دست راست شان داده مى شود) خدایا! در آنجا از من آسان حساب بکش (به یاد حساب آخرت مى افتد). بعد روى دست چپش آب ریخت و گفت : اللهم لا تعطنى کتابى بشمالى و لا من وراء ظهرى و لا تجعلها مغلولة الى عنقى و اعوذبک من مقطعات النیران پروردگارا! نامه عمل مرا به دست چپم مده و نیز آن را از پشت سر به من مده (نامه عمل عده اى از پشت سر به آنها مى دهند نه از پیش رو که آن هم رمزى دارد). خدایا! این دست مرا مغلول و غل شده در گردنم قرار مده . خدایا! از قطعات آتش جهنم به تو پناه مى برم . مى گوید بعد دیدم مسح سر کشید و گفت : اللهم غشنى برحمتک و برکاتک خدایا! مرا به رحمت و برکات خودت غرق کن . مسح پا را کشید و گفت : اللهم ثبت قدمى على الصراط یوم تزل فیه الاقدام خدایا! این دو پاى مرا به صراط ثابت بدار و ملغزان ، آن روزى که قدمها مى لغزد و اجعل سعیى فیما یرضیک عنى خدایا! عمل وسعى مرا، روش و حرکت مرا در راهى قرار بده که رضاى تو در آن است. وضویى که اینقدر با خواست و خواهش و توجه توام باشد، یک جور قبول مى شود و وضویى که ما مى گیریم جور دیگر.

وضوی علی (ع) - کلام مطهر


ادامه مطلب ...
نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱۱

اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ

استاد شهید مرتضی مطهر در کتاب آزادی معنوی پیرامون سبک شمردن نماز چنین میفرمایند : (( یکى از گناهان، استخفاف نماز یعنى سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف کردن، بى اهمیت تلقى کردن گناه دیگرى است. پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد به ام حمیده تسلیتى عرض کند. ام حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست. بعد ام حمیده به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودى و لحظه آخر امام را ندیدى! جریان عجیبى رخ داد. اما در یک حالى فرو رفت که تقریباً حال غشوه اى بود. بعد چشمهایش را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید بیایند بالاى سر من حاضر شوند. ما امر امام را  اطاعت و همه را دعوت کردیم. وقتى همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طى مى کرد یکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعیت و همین یک جمله را گفت: اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ  هرگز شفاعت ما به مردمى که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. ))

سبک شمردن نماز - کلام مطهر


ادامه مطلب ...
نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٠

متاسفانه امروزه در جامعه ما افرادی که شور اسلامی دارند به 2 دسته تقسیم میشوند؛ عده ای در عبادت و عده ای دیگر در مسائل اجتماعی افراط دارند. میخواهیم این دو دسته افراد را بررسی کنیم و نظر صحیح اسلام در این رابطه را ببینیم.

دسته ای از افراد هستند که در عبادت افراط دارند، مثل ربیع بن خثیم که از اصحاب امیرالمومنین علی (ع) است. اسلام برای این افراد عبارت است از ذکر و دعا و نافله خواندن. اسلام برای اینها یعنی کتاب مفاتیح و همه اسلام در کتاب مفاتیح خلاصه شده است و غیر از این چیزی اساساً وجود ندارد. این افراد اصلا کاری به دنیا و زندگی ندارند، کاری به مقررات اجتماعی اسلام ندارند، کاری به تربیت اسلامی ندارند. ربیع بن خثیم در ذکر مصیبت امام حسین(ع) یکی دو جمله گفت : وای بر این امت که فرزند پیغمبرشان را شهید کردند! میگویند او بعدها استغفار کرد که چرا این چند کلمه را که غیر لز ذکر بوده است بر زبان جاری کرده است.

دسته دیگری از افراد هستند که به مسائل اجتماعی اسلام اهمیت میدهند و حساسیت فوق العاده ای نشان میدهند؛ ولی به مسائل عبادی اسلام همچون نماز، روزه و حج توجه زیادی ندارند. به تقلید در مسائل هیچ اهمیتی نمیدهند.

استاد شهید مرتضی مطهری در نقد و رفع شبهه این دو دسته چنین میفرمایند : (( اینها هم خودشان را مسلمان کامل مى دانند، آن دسته اول هم خودشان را مسلمان کامل میدانند، در صورتى که نه اینها مسلمان کاملند و نه آنها. اسلام دینى است که نُومِنُ بِبَعضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعضٍ  بر نمى دارد. نمى شود انسان عبادت اسلام را بگیرد ولی اخلاق و مسائل اجتماعی اش مانند امر به معروف و نهى از منکر را نگیرد، و نمیشود انسان امر به معروف و نهی از منکر اسلام را بگیرد و عبادتش را رها کند. قرآن هر جا که مى گوید اَقیمُوا الصَّلوةَ پشت سرش مى گوید اتُوا الزَّکوةَ . اگر مى گوید اَقامَ الصَّلوةَ پشت سرش مى گوید اتَى الزَّکوةَ اگر مى گوید یُقیمونَ الصَّلوةَ پشت سرش مى گوید یُوتونَ الزَّکوةَ . یُقیمونَ الصَّلوة مربوط به رابطه میان بنده و خداست، یُوتونَ الزَّکوةَ مربوط به رابطه میان بنده و دیگر بندگان خداست. یک نفر مسلمان، هم باید یک رابطه دائم و ثابت میان او و خداى خودش برقرار باشد و هم یک رابطه ثابت و دائم میان او و جامعه خودش برقرار باشد. بدون عبادت، ذکر و یاد خدا، مناجات با حق، حضور قلب، نماز، روزه نمى شود یک جامعه اسلامى ساخت و حتى خود انسان سالم نمى ماند. و همچنین بدون یک اجتماع صالح و یک محیط سالم، بدون امر به معروف و نهى از منکر، بدون رسیدگى و تعاطف و تراحم میان افراد مسلمان نمى شود عابد خوبى بود. ))

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٩

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون نماز چنین میفرمایند: (( یغمبر اکرم فرمودند: اَلصَّلوةُ عَمودُ الدّین نماز عمود خیمه دین است. یعنى اگر دین را به منزله یک خیمه بر پاشده اى بدانیم که هم چادر دارد و هم طناب و هم حلقه و هم میخى که به زمین کوبیده اند و هم عمودى که آن خیمه را بر پا نگاه داشته است، نماز به منزله عمود این خیمه بر پاشده است. و مخصوصاً در حدیث نبوى که رسول اکرم بیان فرموده است، همین مطلب به همین شکل که براى شما عرض کردم توضیح داده شده است. درباره نماز وارد شده است: اِن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ اِن رُدَّت رُدَّ ماسِواها یعنى شرط قبولى و پذیرش سایر اعمال انسان قبولى نماز است، به این معنى که اگر انسان کارهاى خیرى انجام بدهد و نماز نخواند و یا نماز بخواند اما نماز نادرست و غیر مقبولی که رد بشود، سایر کارهاى خیر او هم رد مى شود. شرط قبولى سایر کارهاى خیر انسان، قبول شدن نماز اوست. در حدیث دیگر است که: اَلصَّلواةُ قُربانُ کُلِّ تَقِىِّ نماز مایه تقرب هر انسان پرهیزکار است. در حدیث دیگر است که شیطان همیشه از مؤمن ناراحت و گریزان است مادامى که مراقب و محافظ نمازش هست ؛ و امثال اینها که ما در اخبار و احادیث زیاد داریم و حتى از خود قرآن مجید مى توان این مطلب را یعنى اهمیت فوق العاده نماز را استنباط کرد.

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۸

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون عبودیت و تقرب به خدا چنین میفرماید: (( اولین اثر عبادت که انسان را به خدا نزدیک مى کند ( تسلط بر خود است ) از اینجا شما بفهمید کدام عبادت قبول است و کدام قبول نیست. عبادت بدون اینکه انسان را به خدا نزدیک کند عبادت نیست، یعنى باور نکنید که انسان عبادت کند ولى به خدا نزدیک نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد، چنین چیزى محال است. عبادت، مرکب تقرب و نزدیک شدن به خداوند است. آن وقت عبادت بنده و جنابعالى مقبول است که ما را به خدا نزدیک کند. و باور نکنید که انسان به خدا، این کانون لایتناهى هستى نزدیک بشود ولى بر بصیرت و ایمان و روشنایى اش افزوده نشود، بر قدرت و حیات و اراده و تسلطش افزوده نشود. اولین مرحله که اولین نشانه است براى اینکه ما بفهمیم آیا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست یا نیست، ارزش اجتماعى عمل ماست؛ یعنى چه؟ یعنى اگر ما عبادت کنیم، این عبادت - که مکرر هم هست و مخصوصاً درباره نماز بیشتر صدق مى کند - براى چیست؟ براى اینکه ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم و خدایى داریم. گاهى افراد سوال مى کنند فایده نماز خواندن ما براى خدا چیست؟ براى خدا چه فایده اى دارد که من نماز بخوانم؟ دیگرى مى گوید: شما مى گویید من نماز بخوانم ، نزد خدا اعلام بندگى کنم؛ مگر خدا نمى داند که من بنده اش هستم که مرتب بروم آنجا بایستم اعلام بندگى کنم، تعظیم کنم، چاپلوسى کنم تا خدا یادش نرود که چنین بنده اى دارد. اگر خدا یادش برود، چنین خدایى که خدا نیست شما که مى گویید خدا هرگز یادش نمى رود. پس عبادت کردن براى چیست ؟ خیر، نماز براى این نیست که خدا یادش نرود چنین بنده اى دارد، نماز براى این است که بنده یادش ‍ نرود خدایى دارد؛ نماز براى این است که ما همیشه یادمان باشد که بنده هستیم، یعنى چشم بینایى در بالاى سر ما وجود دارد، در قلب ما وجود دارد، در تمام جهان وجود دارد؛ یادمان نرود به موجب اینکه بنده هستیم خلقت ما عبث نیست؛ بنده هستیم پس تکلیف و وظیفه داریم. پس اینکه من نماز مى خوانم، مرتب مى گویم: الله اکبر، لا حول و لا قوه الابالله ، سبحان الله، و اعلام عبودیت مى کنم که من بنده هستم، براى این است که همیشه یاد خدا در دل من باشد. فایده آن چیست؟ فایده اش این است: یادمان هست که بنده هستیم، یادمان هست که وظیفه داریم، یادمان هست که قانون خدایى عادلانه ای در دنیا وجود دارد، به این قانون باید عمل بشود. ))

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٧

خداوند در آیه 153 سوره بقره چنین میفرمایند : (( یا ایها الذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوة ))  اى اهل ایمان ! از نماز و از صبر - که به روزه تفسیر شده است - کمک بگیرید. این تعبیر خیلى عجیب است! به ما مى گویند از نماز استمداد کن، از روزه استمداد کن، یعنى تو نمى دانى که این نماز چه منبع نیرویى است! این روزه چه منبع نیرویى است! اگر به شما گفتند نماز بخوانید، شما را به یک منبع نیرو هدایت کرده اند و اگر گفته اند روزه بگیرید شما را به یک منبع نیرو هدایت کرده اند، براى اینکه بر نفس و روح خودتان مسلط بشوید نماز بخوانید، روزه بگیرید. العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة .

هدف و کنه عبودیت، ربوبیت است و ربوبیت تسلط بر نفس را به دنبال دارد و نتیجه تسلط بر نفس نیز تقوای الهی خواهد بود. حضرت علی(ع) میفرمایند : تقوای الهی یک خاصیتش این است که انسان را از محرمات الهی نگهداری میکند. خاصیت دیگرش این است که خوف خدا را در دل انسان جاگزین میسازد.

استاد شهید مرتضی مطهری درکتاب آزادی معنوی در باب روزه و تقوا چنین میفرمیاند: (( پس ما اگر ماه رمضانى را گذراندیم، شبهاى احیایى را گذراندیم، روزه هاى متوالى را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس کردیم که دیگر بر شهوات خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلّط هستیم، بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلّط هستیم، بر چشم خودمان بیشتر مسلّط هستیم، بر زبان خودمان بیشتر مسلّط هستیم، بر اعضا و جوارح خودمان بیشتر مسلّط هستیم و بالاخره بر نفس خودمان بیشتر مسلط هستیم و مى توانیم جلو نفس امّاره را بگیریم، این علامت قبولى روزه ماست. اما اگر ماه رمضانى گذشت و تمام شد و حظّ ما از ماه رمضان - آن طور که پیغمبر اکرم فرمود که بعضى از مردم حظّشان از روزه فقط گرسنگى و تشنگى است - فقط این بوده که یک ماه یک گرسنگیهایى و یک تشنگیهایى کشیدیم (اغلب هم از بس که سحر و افطار مى خوریم تشنه و گرسنه هم نمى شویم ولى لااقل بد حال مى شویم )، یک بدحالى پیدا کردیم و در نتیجه این بد حالى قدرت ما بر کار کردن کمتر شد و بعد آمدیم روزه را متهم کردیم که روزه هم شد کار در دنیا؟! (آن که محصل و دانشجوست گفت من در تمام این ماه رمضان قدرت درس خواندنم کم شد و آن که اهل کار دیگرى است گفت قدرت فلان کار من کم شد، پس روزه بد چیزى است ) این علامت قبول نشدن روزه ماست ، در صورتى که اگر انسان در ماه رمضان روزه گیر واقعى باشد، اگر واقعاً به خودش گرسنگى بدهد، اگر همین طور که گفته شده است سه وعده غذا را تبدیل به دو وعده کند، یعنى قبلاً یک صبحانه و یک ناهار و یک شام مى خورد، حالا دیگر ناهار نداشته باشد، افطارش فقط به اندازه یک صبحانه مختصر باشد، بعد هم سحر نه خیلى زیاد بر معده تحمیل کند بلکه یک غذاى متعارف بخورد، بعد احساس مى کند که هم نیروى بدنى اش بر کار افزایش پیدا کرده است و هم نیروى روحى اش بر کار خیر و هم نیروى روحى اش براى تسلط بر نفس ، این حداقل عبادت است. ))

بنابراین حداقل درجه ربوبیت، تسلط بر نفس و تقوا است و کوچکترین نتیجه نماز و روزه و اعمال عبادی در انسان اگر به نحو صحیح انجام شده باشند تقوای الهی خواهد بود.

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٦

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی داستانی از حضور قلب امام سجاد(ع) در حال نماز بدین صورت میفرمایند : (( امام سجاد مشغول عبادت بود. یکى از بچه هاى امام از پشت بام افتاد دستش شکست زنها ریختند داد و فریاد کردند که دست بچه شکست، برویم شکسته بند بیاوریم. رفتند شکسته بند آوردند، دست بچه را بستند بچه گریه کرد، زنها ناله کردند. افراد دیگر داد و قال کردند، تمام شد. قضیه گذشت امام بعد از آنکه از عبادت فارغ شد آمد در حیاط، چشمش افتاد به بچه اش، دید دست او را بسته اند، چطور شده است؟ گفتند بچه از بام افتاد دستش شکست و شکسته بند آوردیم، دست او را بستیم در وقتى که شما مشغول نماز و عبادت بودید. امام قسم خورد که اصلاً من متوجه نشدم.))

استاد شهید مرتضی مطهری در ادامه این داستان چنین میفرمایند: (( ممکن است شما بگویید او امام زین العابدین است، همه مردم که امام زین العابدین نمى شوند بنده خودم در عمر خودم افرادى را دیده ام - البته نمى گویم در این حد و درجه - که براى من محسوس بود که از اوّلى که شروع به نماز مى کنند تا آخر نماز چنان غرق در ذکر خدا و یاد خدا مى شوند و چنان غرق در نماز مى شوند که واقعاً متوجه اطراف خودشان نیستند؛ و من دیده ام چنین کسانى را. العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة نتیجه عبودیت و بندگى و اولین اثرش این تسلط است .

یک درجه از تسلط که اقل درجه تسلط است و اگر این براى انسان پیدا نشود باید انسان یقین داشته باشد عبادتهایش مقبول درگاه الهى نیست، تسلط بر نفس است، همان چیزى است که قرآن در باب نماز مى گوید: ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر نماز جلو فحشا و منکر را مى گیرد. نماز چگونه جلوى فحشا و منکر را مى گیرد؟ نماز مگر پلیس است که وقتى شما مى خواهید بروید دنبال یک کار زشت بیاید با باتومش جلو شما را بگیرد؟ نه، نماز عبودیت و بندگى است. نتیجه این عبودیت، ربوبیت و تسلط است و اقلّ درجه تسلط، تسلط بر نفس است .

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٤

همانطور که در قسمت نماز، تسلط بر نفس خواندیم، نماز جلوه ای از عبودیت، و ربوبیت کنه و غایت عبودیت است. دومین درجه ربوبیت و خداوندگاری که در نتیجه عبودیت پیدا میشود این است که انسان مالک خاطرات نفس خویش باشد.

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند: (( همانهایى از ما که مالک چشم خودمان هستیم مالک زبان خودمان هستیم، اراده مان قوی است، مالک دست خودمان هستیم، مالک پای خودمان هستیم، مالک شهوت خودمان هستیم ، مالک عصبانیت خودمان هستیم ، مالک یک موضوعى نیستیم؛ هیچ کدام از همینهایى که اینجا نشسته ایم (شاید در اینجا اولیاء الله باشند، من نمى دانم ) مالک خاطرات ذهنى و خاطرات نفسانى خودمان نیستیم. یعنى چه ؟ یعنى این تداعى معانى اى که در ذهن ما رخ مى دهد بدون اینکه اختیارش دست ما باشد. از این شاخ مى رود به آن شاخ ، از آن شاخ مى رود به این شاخ، ... قوه خیال ما حکم یک گنجشک را دارد. گنجشک را بالاى درخت دیده اید، مى رود روی این شاخه، فوراً مى رود روی شاخه دیگر و باز مى پرد بالاى شاخه دیگر. قوه خیال ما دائماً از این شاخه به آن شاخه مى پرد. به ما مى گویند خواهش مى کنم ده دقیقه تمرکز ذهن براى خودت ایجاد کن که فقط درباره یک موضوع بیندیشى. اگر توانستیم ؟ به ما و شما مى گویند نماز که مى خوانى تمرکز ذهن و حضور قلب داشته باش. لا صَلوةَ اِلّا بِحُضورِ القَلب نماز بدون حضور قلب قبول نیست؛ صحیح است، یعنى به تو نمى گویند چرا نماز نخواندى، اما قبول نیست یعنى تو را به جایى نمى برد، خاصیتى براى تو ندارد. تا گفتیم الله اکبر، اگر فرض کنید مغازه دار هستیم مثل این است که قفل در مغازه مان را باز کردیم، حمد و سوره را مى خوانیم اما دلمان در مغازه است، دلمان در اداره است، دلمان در فلان مِلکمان است، دلمان دنبال فلان شهوت است، یک وقت متوجه مى شویم که گفتیم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته . از بس هم زیاد نماز خوانده ایم قهراً عادت شده است، اشتباه نمى کنیم، به طور خودکار از الله اکبر تا السلام علیکم مى رویم و تمام مى کنیم بدون اینکه هیچ بفهمیم؛ و حال آنکه در نماز باید حضور قلب و تمرکز ذهن باشد. نگویید نشدنى است. خیر، شدنى است، خیلى هم شدنى است، با عبودیت ( العبودیه جوهرة کنهها الربوبیة ). اگر شما کوشش کنید در راه عبودیت قدم بردارید واقعاً مى توانید نمازى بخوانید که اگر پنج دقیقه طول مى کشد در تمام این پنج دقیقه فقط متوجه خدا باشید، ده دقیقه نماز مى خوانید متوجه خدا باشید، اصلاً ذهنتان از غیر خدا به هیچ چیزى منصرف نشود، نیم ساعت ، یک ساعت (به همین حال باشید) بعد مثل بعضى از اولیاء الله باشید که از اول شب تا صبح یکسره عبادت کنید و ذهنتان به هیچ چیزى غیر از خدا التفات پیدا نکند، آنچنان غرق بشوید که حتى اگر بیایند بیخ گوش شما داد و فریاد هم بکنند شما نشنوید و نفهمید و متوجه نشوید اینقدر ذهن شما متمرکز بشود.

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

انسان در زندگی خود نیازهای مادی زیادی دارد. نیاز به پوشاک، خوراک و مسکن. گاهی اوقات انسان عزت و شرف خود را حفظ میکند و حاظر نیست برای کسب این نیاز های مادی تن به ذلت و خواری بدهد و خود را اسیر دیگران کند، گاهی هم انسان عزت و شرف خود را اسیر میکند و برای کسب این نیازها تن به ذلت میدهد و اسیر دیگران میشود. هر چند انسان از لحاظ مادی در آسایش است ولی روحش اسیر است و باید ذلت را بپذیرد.

سعدی در حکایت 36 باب اول گلستان سعدی داستانی در این زمینه میگوید : دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.

به دست آهن تفته کردن خمیر                       به از دست بر سینه پیش امیر
عمر گرانمایه در این صرف شد                    تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
ای شکم خیره به تایی بساز                          تا نکنی پشت به خدمت دو تا

حضرت علی (ع) چنین میفرماید : اگر دلت میخواهد آزاد زندگی کنی، مثل بندگان و بردگان زحمت بکش و چشم از مال فرزندان آدم ببند. چیزی از این پست تر نیست که تو به قصد مردم بروی، به این قصد بروی که از مردم چیزی بگیری. تو همین مقدار که از مردم بی نیاز باشی، از همه مردم برتر هستی.

برخی از افراد وقتی بعضی از شغل ها به آنها پیشنهاد میشود، میگویند این شغل دون و پست است. ولی هر کاری، هر چه هم که تو آن را پست و دون گمان کنی، پست تر از اینکه دست طمع پیش دیگری دراز کنی نیست.

جاحظ یکی از علمای اهل تسنن میگوید : (( در میان سخنان علی (ع) نه سخن است که در دنیا نظیر ندارد.)) سه سخن آن اینگونه است : نیازمند هر کسی میخواهی باش، اما بدان اگر نیازمند کسی شدی تو برده او هستی؛ بی نیاز باش از هر که دلت میخواهد، مثل او هستی؛ نیکی کن به هر که دلت میخواهد؛ تو امیر او هستی.

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند : (( نیازمندی به افراد دیگر نوعی رقّیت و بردگی است، اما چه جور بردگی؟ بردگی تن است؟ نه، بردگی روح است، بردگی معنوی است. ))

منابع :

1) کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

2) گلستان سعدی

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۱۸

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند: (( این مطلب را که انسان یک شخصیت و موجود مرکب است، ادیان و فلسفه ها تایید کرده اند، علما و حتی روانشناسها تایید کرده اند، و مطلبی غیر قابل تردید است.))

آیه 29 سوره حجر  درباره خلقت انسان چنین میفرماید : (( فَاِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَختُ فِیهِ مِن روحی فَقَعوا لَهُ ساجِدینَ )) . خداوند خطاب به فرشتگان میگوید : وقتی که خلقت این موجود را تکمیل کردم و از روح خود چیزی در او دمیدم، بر او سجده کنید. خداوند در این آیه چنین میگوید که انسان یک موجود خاکی، طبیعی و مادی است، ولی همین موجود آفریده شده از آب و خاک، که همانند سایر موجودات و حیوانات دارای جسم است از روح خودم چیزی در او دمیدم.

در حدیثی از پیامبر اکرم میخواینم : (( خداوند فرشتگان را آفرید و در سرشت آنها تنها عقل را نهاد، حیوانات را آفرید و در سرشت آنها تنها شهوت را نهاد، انسان را آفرید و در سرشت او هم عقل را نهاد و هم شهوت را.))

بنابراین انسان موجودی است مرکب از جسم و روح، و از همین جهت است که انسان دو نوع آزادی برخوردار است، آزادی اجتماعی و آزادی معنوی که آزادی اجتماعی مربوط که جسم انسان و آزادی معنوی مربوط به روح انسان است.

منابع :

1) کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

2) قرآن کریم سوره حجر

 

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/۳

نماز یکی از مصادیق عبادت و عبودیت بندگان است. امام صادق در حدیثی به فضیل بن عیاض چنین میفرمایند: (( یا فضیل العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة )) ای فضیل عبودیت جوهره و کنه و نهایتش ربوبیت است. بنابراین هدف و مقصد عبودیت، ربوبیت و خداوندگاری است.

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند: (( اولین درجه ربوبیت و خداوندگارى که در نتیجه عبودیت پیدا مى شود این است که انسان ربّ و مالک نفس خودش مى شود، تسلط بر نفس خودش ‍ پیدا مى کند. یکى از بیچارگیهاى ما که کاملاً احساس مى کنیم این است: زمام نفس خودمان در اختیار ما نیست اختیار خودمان را نداریم؛ اختیار زبان خودمان را نداریم، اختیار شهوات خودمان را نداریم، اختیار شکم خودمان را نداریم، اختیار دامن خودمان را نداریم، اختیار چشم خودمان را نداریم، اختیار پاى خودمان را نداریم، و این نهایت بدبختى است. ما مى رویم در این خیابانها ولى این چشم در اختیار ما نیست، ما در اختیار این چشم هستیم؛ یعنى این چشم دلش مى خواهد چشم چرانى کند، دلش مى خواهد به نوامیس مردم نظر شهوت بکند، دل ما هم تابع این چشم است ، گفت :

دل برود چشم چو مایل بود            دست نظر رشته کش دل بود

ما مالک زبان خودمان نیستیم . اختیار زبان خودمان را نداریم وقتى که گرم حرف زدن میشویم، به اصطلاح چانه مان گرم مى شود، نمى فهمیم که چه مى گوییم. مجلس گل انداخته، حالا که مجلس گل انداخته است نه راز خودمان را مى توانیم نگه داریم نه راز مردم را، نمى توانیم عیب پوش مردم باشیم، نمى توانیم از مردم غیبت نکنیم. اختیار گوش خودمان را نداریم. هرچه که گوشمان خوشش بیاید، مثلاً از غیبت خوشش مى آید، ما هم تسلیم هستیم، از لهو و لعب خوشش مى آید ما هم تسلیمش هستیم. اختیار دستمان را نداریم. اختیار پاى خودمان را نداریم. اختیار غضب خودمان را نداریم. مى گوییم (خود من یکى از آن اشخاص هستم ) آقا دیگر عصبانى شدم، هر چه به دهانم آمد گفتم: عصبانى شدم یعنى چه؟! عصبانى شدم یعنى من یک آدمى هستم که مالک نفس خودم نیستم، همین قدر که عصبانى شدم اختیار من دیگر دست اوست، هر چه که به دهانم مى آید چون عصبانى هستم مى گویم. آن دیگرى مالک شهوت خودش نیست. آیا نباید انسان مالک نفس خودش باشد؟ اصلا تا ما مالک نفس خودمان نباشیم مى توانیم مسلمان باشیم؟ نه مسلمان باید مالک نفس خودش باشد. ))

بنابراین اولین اولین مرتبه و نتیجه نماز صحیح و مقبول تسلط بر خویشتن است.

منابع : کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

نويسنده: سید امین اتابک قهفرخی - ۱۳٩٢/۱۱/٢

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی چنین میفرمایند : (( روح عبادت یاد پروردگار است. روح عبادت این است که انسان وقتی که عبادت میکند، نمازی میخواند، دعایی میکند و هر عملی که انجام میدهد، دلش به یاد خدای خودش زنده باشد.)) . خداوند در آیه 14 سوره طه میفرماید : (( وَ اَقِمِ الصَّلوهَ لِذِکری )) قرآن در این آیه میگوید نماز به پا دار، برای چه؟ برای اینکه به یاد من باشی. خداوند در آیه 45 سوره عنکبوت نیز میفرماید: (( ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر )) در این آیه نیز خاصیت نماز ذکر میشود. استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آزادی معنوی پیرامون این آیه چنین میفرمایند : (( در این آیه خاصیت نماز ذکر مى شود، البته نماز حقیقى ، نماز واقعى ، نمازى که با شرایط و آداب صحیح صورت گرفته باشد. مى فرماید اگر واقعاً انسان نماز خوان باشد و نمازِ درست بخواند خود نماز جلو انسان را از کار زشت و منکرات مى گیرد. محال است که انسان نماز درست و مقبول بخواند و دروغگو باشد. محال است که انسان نماز صحیح و درست بخواند و دلش به طرف غیبت کردن برود. محال است که انسان نمازخوان درست و صحیح باشد و شرافتش به او اجازه بدهد که به دنبال شراب برود، دنبال فحشاء برود، دنبال هر کار زشت دیگرى برود. این ، خاصیت نماز است که انسان را به سوى عالم نورانیت مى کشاند. ))

منابع :

1) کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مرتضی مطهری

2) قرآن کریم سوره طه

3) قرآن کریم سوره عنکبوت

سید امین اتابک قهفرخی
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است . با رای دادن به وبلاگ کلام مطهر در جشنواره وبلاگ های برتر ایرانی به ما کمک کنید.
نويسندگان وبلاگ:
کدهاي اضافي کاربر :






Powered by WebGozar