نقش عبادت و نماز در بازیابی خویشتن

من همیشه به این سخن دانشمند معروف عصر خودمان انشتین به اعجاب‏ می‏نگرم . آنچه بیشتر مایه اعجاب است اینست که این دانشمند متخصص در فیزیک و ریاضی است نه در مسائل‏ روانی و انسانی و مذهبی و فلسفی . او پس از تقسیم مذهب به سه نوع ، نوع‏ سوم را که مذهب حقیقی است مذهب وجود یا مذهب هستی می‏نامد و احساسی که‏ انسان در مذهب حقیقی دارد این چنین شرح می‏دهد : " در این مذهب ، فرد ، کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای پدیده‏ها در طبیعت و افکار تظاهر می‏نماید حس می‏کند ، او وجود خود را یک نوع زندان می‏پندارد چنانکه می‏خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام‏ هستی را یک باره به عنوان یک حقیقت واحد دریابد " .

ویلیام جیمز درباره نیایش می‏گوید : " انگیزه نیایش ، نتیجه ضروری این امر است که در عین اینکه درونی ترین‏ قسمت از خودهای اختیاری و عملی هر کس خودی از نوع اجتماعی است ، با وجود این ، مصاحب کامل خویش را تنها در جهان اندیشه می‏تواند پیدا کند . اغلب مردم خواه به صورت پیوسته ، خواه تصادفی در دل خود به آن رجوع‏ می‏کنند . حقیرترین فرد در روی زمین با این توجه عالی ، خود را واقعی و با ارزش می‏کند ".

اقبال لاهوری نیز سخنی عالی در مورد ارزش پرستش و نیایش از نظر باز یافتن خود دارد که دریغ است نقل نشود ، می‏گوید : " نیایش به وسیله اشراق نفسانی ، عملی و حیاتی و متعارفی است که به‏ وسیله آن جزیره کوچک شخصیت ما وضع خود را در کل بزرگتری از حیات‏ اکتشاف می‏کند "

منابع : کتاب سیری در نهج البلاغه اثر استاد شهید مرتضی مطهری

/ 0 نظر / 24 بازدید